اینـجـــآ دردهایــم را فریــــــاد میزنــم

خــــــآک بــــر ســـــراטּ

اینـجـــآ دردهایــم را فریــــــاد میزنــم

خــــــآک بــــر ســـــراטּ

30

- همین الان از کلاس اومدم 

+ععععععع مگه کلاس میری 

- آره کلاس زبـــــان


و با همین یه جمله میفهمم که پرواز نزدیک است ....

میخواد پر بزنه و بره البته خیلی وقته که پر زده ولی دیگه میخواد واسه همیشه بـــــــــــره .... بعد این همه مدت اگه ندونم واسه چی این آدم به این بیخیالی داره کلاس میره دیگه باید سرمو بذارم و بمیرم اون که خیلی وقته یعنی خیلییییییییییییی وقته که بهم فهمونده که دارم میرم ولی هر بار به یه بهونه ای سر خودمو گول میمالم و خودم رو از این فکرا پــــــــرت میکنم ....ولی همش چند روزه یا فوقش چند هفته و بعدش دوباره میرم میرم ها شروع میشه ....خیلی وقته که داره آمادم میکنه و منم شکایتی ندارم... بـــــــــره ....

به سلامت ....


دلم واسه مادری میسوزه که بی گناه بی گناه متهمش میکنم ....اصلا به روزی فکر نمیکنم که ممکنه این مادر نباشه و اینقـــــــدر اذیتش میکنم ...


از همه این نوشته ها معلومه که چقـــــــــدر داغونم ...

29

 دو روز کامل بی خبری یعنی دو روز کامل داغون بودن و کلافه بودن و هزاااااااااران فکر ناجور که بهت هجوم میاره ....بعضی وقتا که اینجوری میشم دوس دارم فقط و فقط جواب حتی اینکه فحش بده بده و مثل همیشه بگه چرا زنگیدی فقط جواب بده و بدونم که سالمه ....اگه نرفته بود مسافرت اگه همین  شهر لعنتی بود و اگه خیالم از جا و مکانش راحت بود عین الان بی قرار نبودم ولی همین که نمیدونم کجاست ...نمیدونم اصلا سالمه یا نه همیناست که از درون داره داغونم میکنه ...


خودمم نمیدونم دارم چطر تحمل میکنم خودم هم نمیدونم اصلا ردد و مرگ اصلیم چیه فقط و فقط بیقرارم دلم میخواد اونقـــــــــدر زنگ بزنم تا بلاخره جوابمو بده ول از اخلاق سگش میترسم .... کاش فقط میدونستم الان کجاست همین برام کافیه ...یه بغض خیلی بدی توو گلوم هست که انگار داره تبدیل میشه به گلو درد ....این دو روزی ک دارم ازش بیخبری میکشم نمیتونم گریه کنم گریم تو گلوم خفه شده و اینم دارره آزارم میده ....


خـــــــــــــدایا فقط سالم باشه ......